اين چه حرفي است كه در عالم بالاست بهشت

هر كجا وقت خوش افتاد همان جاست بهشت

از درون سيه توست جهان چون دوزخ

دل اگر تيره نباشد همه دنياست بهشت

دارد از خلد تو را بي بصري ها محجوب

ورنه در چشم ودل پاك مهياست بهشت

هست در پرده ي اتش رخ گلزار خليل

در دل سوختگان انجمن اراست بهشت

عمر زاهد به سر امد به تمناي بهشت

او ندانست كه در ترك تمناست بهشت